تبليغاتX
گوگولی مگولی
آخرين کلمات يک الکتريسين : خوب حالا روشنش کن...
آخرين کلمات يک انسان عصر حجر : فکر ميکنی توی اين غار چيه؟
آخرين کلمات يک بندباز : نميدونم چرا چشمام سياهی ميره...
آخرين کلمات يک بيمار : مطمئنيد که اين آمپول بي خطره؟
آخرين کلمات يک پزشک : راستش تشخيص اوليه ام صحيح نبود. بيماريتون لاعلاجه...
آخرين کلمات يک پليس : شيش بار شليک کرده، ديگه گلوله نداره...
آخرين کلمات يک جلاد : ای بابا، باز تيغهء گيوتين گير کرد...
آخرين کلمات يک جهانگرد در آمازون : اين نوع مار رو ميشناسم، سمی نيست...
آخرين کلمات يک چترباز : پس چترم کو؟
آخرين کلمات يک خبرنگار : بله، سيل داره به طرفمون مياد...
آخرين کلمات يک خلبان : ببينم چرخها باز شدند يا نه؟
آخرين کلمات يک خونآشام : نه بابا خورشيد يه ساعت ديگه طلوع ميکنه!
آخرين کلمات يک داور فوتبال : نخير آفسايد نبود!
آخرين کلمات يک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی...
آخرين کلمات يک دوچرخه سوار : نخير تقدم با منه!
آخرين کلمات يک ديوانه : من يه پرنده ام!
آخرين کلمات يک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟...
آخرين کلمات يک غواص : نه اين طرفها کوسه وجود نداره...
آخرين کلمات يک فضانورد : برای يک ربع ديگه هوا دارم...
آخرين کلمات يک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببينم...
آخرين کلمات يک قهرمان : کمک نميخوام، همه اش سه نفرند...
آخرين کلمات يک کارآگاه خصوصی : قضيه روشنه، قاتل شما هستيد!
آخرين کلمات يک کامپيوتر : هاردديسک پاک شده است...
آخرين کلمات يک گروگان : من که ميدونم تو عرضه ی شليک کردن نداری...
آخرين کلمات يک متخصص آزمايشگاه : اين آزمايش کاملاً بي خطره...
آخرين کلمات يک متخصص خنثی کردن بمب: اين سيم آخری رو که قطع کنم تمومه...
آخرين کلمات يک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!
آخرين کلمات يک ملوان: من چه مي دونستم که بايد شنا بلد باشم؟
آخرين کلمات يک ملوان زيردريايی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم...
آخرين کلمات يک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟
نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 2:30 توسط ساری کولا |
مردی در مسابقه اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی دارد جایزه یک میلیون دلاری آن را ببرد.


سوالات

1- جنگ صد ساله چقدر طول کشید؟
الف- 116 سال
ب- 99 سال
ج- 100 سال
د-150 سال
او نمی تواند به سوال جواب بدهد

2-کلاه های پاناما در چه کشوری تولید می شوند؟
الف- برزیل
ب- شیلی
ج- پاناما
د- اکوادر
حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر در خواست کمک میکند

3-روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن می گیرند؟
الف- ژانویه
ب- سپتامبر
ج- اکتبر
د- نوامبر
خوب! بقیه حضار باید به دادش برسند

4- اسم شاه جرج ششم چه بود؟
الف- ادر
ب- آلبرت
ج- جرج
د- مانوئل
این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت می کند

5-نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده است؟
الف-قناری
ب- کانگورو
ج- توله سگ
د- موش
در اینجاست که شرکت کننده بخت برگشته از ادامه مسابقه انصراف می دهد


جواب ها

اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه جواب ها را می دانید و به این بنده خدا کلی خندیده اید بهتر اول جواب ها رو مطالعه کنید
1- جنگ صد ساله در واقع 116 سال طول کشید
2- کلاه پاناما در اکوادر تولید می شود
3- انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته می شود
4- اسم شاه جرج آلبرت بوده که بعد از رسیدن به مقام پا دشاهی به جرج تغییر نام داد
5- توله سگ اسم لاتین آن اینسولاریا کاناریا است که یعنی جزایر توله سگ

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 2:28 توسط ساری کولا |
دخترها:
1- توي ماهيتابه روغن ميريزن
2- اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
3- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توي ماهيتابه ميريزن
4- چند دقيقه بعد نيمروي آماده رو نوش جان ميكنن

پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 3:4 توسط ساری کولا |
الهي! به مردان در خانه ات!
به آن زن ذليلان فرزانه ات!
به آنانکه با امر روحي فداک!
نشينند وسبزي نمايند پاک!
به آنانکه از بيخ وبن زي ذيند!
شب وروز با امر زن مي زيند!
به آنانکه مرعوب مادر زنند!
ز اخلاق نيکوش دم مي زنند!
به آن شير مردان با پيشبند!
که در ظرف شستن به تاب وتبند!
به آنانکه در بچّه داري تکند!
يلان عوض کردن پوشکند!
به آنانکه بي امر واذن عيال
نيايد در از جيبشان يک ريال!
به آنانکه با ذوق وشوق تمام
به مادر زن خود بگويند: مام (!)
به آنانکه دارند با افتخار
نشان ايزو...نه! زي ذي نه هزار!
به آنانکه دامن رفو مي کنند!
ز بعد رفويش اُتو مي کنند!
به آنانکه درگير سوزن نخند!
گرفتار پخت و پز مطبخند!
به آن قرمه سبزي پزان قدر!
به آن مادران به ظاهر پدر(!)
الهي! به آه دل زن ذليل!
به آن اشک چشمان ممّد سبيل (!)
به تنهاي مردان که از لنگه کفش
چو جيغ عيالاتشان شد بنفش!
:که مارا بر اين عهد کن استوار!
از اين زن ذليلي مکن برکنار!
به زي ذي جماعت نما لطف خاص!
نفرما از اين يوغ مارا خلاص!
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 3:3 توسط ساری کولا |
در گذشته نمره 20 مثل جواهر ارزش داشت. و راحت و آسان به دانش آموزان داده نمی شد. کسانی که این نمره را دریافت می کردند حقیقتا بیش از این نمره معلومات داشتند و به راستی شایسته این افتخار عظیم بودند. همه شاگردان قدیمی می دانند که انشای کمتر از 10 خط را هیچ معلمی نمره قبولی نمی داد و محصلینی بودند که از این درس تجدید و یا رد می شدند.
یک بار در یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگذاری امتحانات سال آخر ششم دبیرستان به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که "شجاعت یعنی چه؟" محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود : "شجاعت یعنی این" و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !
اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و همه به اتفاق و بدون استثنا به ورقه سفید او نمره 20 دادند. چه خوب گفته اند که : "کم گوی و گزیده گوی چون در"
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 3:2 توسط ساری کولا |
عروس عادي: با اجازه بزرگترها بله (اين اصولا مثل بچه آدم بله رو ميگه و قال قضيه رو ميکنه.)

عروس لوس: بع..........له!
عروس زيادي مؤدب: با اجازه پدرم، مادرم، برادرم، خواهرم، دايي جون، عمه جون،...، زن عمو کوچيکه، نوه خاله عمه شکوه، اشکان کوچولو، ... ، مرحوم زن آقاجان بزرگه ، قدسي خانوم جون ، ... ، ... (اين عروس خانوم آخر هم يادش ميره بگه بله واسه همين دوباره از اول شروع ميکنه به اجازه گرفتن ... !)

عروس خارج رفته: با پرميشن گريت ترهاي فميلي ... اُ يس

عروس خجالتي: اوهوم

عروس پاچه ورماليده: به کوري چشم پدر شوهر و مادر شوهر و همه فک و فاميل اين بزغاله (اشاره به داماد) آره.... ( وضعيت داماد کاملا قابل پيش بيني است)

عروس هنرمند: با اجازه تمامي اساتيدم، استاد رخشان بني اعتماد، استاد مسعود کيميايي، ...، اساتيد برجسته تاتر، استاد رفيعي، ... ، مرحوم نعمت ا.. گرجي ، شير علي قصاب هنرمند، روح پر فتوه مرحومه مغفوره مرلين مونرو، مرحوم مارلين ديتريش، مرحوم مغفور گري گوري پک و ... آري مي پذيرم که به پاي اين اتللوي خبيث بسوزم چو پروانه بر سر آتش ...

عروس داش مشتي: با اجزه بروبکس مُجلي نيست من که پايه ام ...

عروس زيادي مؤمن و معتقد: بسم ا.. الرحمن الرحيم و به نستعين انه خير ناصر و معين ... اعوذ با... من شيطان رجيم يس و القرآن الحکيم .... الي آخر .... ( و در آخر ) نعم

عروس فمنيست: يعني چي؟! چه معني داره همش ما بگيم بله ... چقدر زن بايد تو سري خور باشه چرا همش از ما سؤال مي پرسن ! ... يه بار هم از اين مجسمه بلاهت (اشاره به داماد) بپرسين ... (اصولا اين قوم فمنيست جنبه ندارن که بهشون احترام بذارن و يه چيزي ازشون بپرسن ... فقط بايد زد تو سرشون و بهشون گفت همينه که هست مي خواي بخواه نمي خواي هم به درک)

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 3:1 توسط ساری کولا |
ـ کدام‌يک، نام فيلمی از بهرام بيضايی است؟
1) مرگ اصفهان مربع ۲) مرگ شيراز مثلث
۳) مرگ يزدگرد ۴) مرگ بر آمريکا

ـ کدام گزينه نام فيلمی است از روبرتو روسيلينی فيلم‌ساز مکتب نئورئاليست ايتاليا؟
۱) رم، شهر بی‌دفاع ۲) رم، شهر بی‌هافبک
۳) یونتوس، تيم بی‌فوروارد ۴) چه‌می‌کنه اين دروازه‌بان

ـ در فيلم گنج قارون، شخصيت علی‌ بی‌غم که نقش وی را مرحوم فردين بازی می‌کرده است، در جايی از فيلم آواز می‌خواند:‌ «اومدم از هند اومدم با ... اومدم» گزينه‌ی مناسب برای پر کردن جای خالی کدام است؟
۱) پژو ۲۰۶ ۲) ماشين بنز
۳) اورانيوم غنی‌شده ۴) گاو مش‌ حسن

ـ کدام گزينه نام فيلمی است از ابراهيم گلستان؟
۱) خشت و آينه ۲) پيک و آينه
۳) خاج و آينه ۴) دو پر آس

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 3:0 توسط ساری کولا |
اگر سر دوستتان طاس است، مرتب از آرايشگرتان تعريف كنيد.
صابون را كف وان حمام جا بگذاريد.
كادوي عروسي دوستتون بهش تراول نيم ميليوني تقلبي هديه بديد.
در هنگام خروج از توالت، دمپايي‌ها رو خيس كنيد.
همه شيرهاي آبي كه در طول روز مي‌بينيد تا حد امكان سفت كنيد (به كار بردن انبرقفلي نتايج بهتري به همراه دارد).
وقتي ميخواهيد به توالت برويد، با صداي بلند اعلام كنيد
وقتي كسي در توالت و حمام است، با عجله به درب دستشويي حمله برده و با سرعت 1000 بار در دقيقه دستگيره درب رو تكان دهيد و پشت سر هم بگيد اين چرا باز نمی شه؟
پنج‌شنبه شب‌ها موقع خوبي براي تعريف داستانهاي جن و پري است.
توي حموم عربده بكشيد.
اگر كسي به حمام رفت. بلافاصله تمام شيرهاي آب گرم و سرد خانه را باز كنيد.
در صف پمپ بنزين، بوق ممتد بزنيد.
سر پيچها و جاهايي كه سبقت ممنوع است، با سرعت بيست كيلومتر در ساعت حركت كنيد.
عكسهاي عروسي دوستتون رو با دستهاي چرب تماشا كنين.
مرتب جلوي مهمونا از عموي پيرتون كه موهاش رو رنگ مشكي زده بپرسين كه چه رنگ مويي استفاده ميكنه.
هنگام راه رفتن سعي كنيد پشت كفش مردم رو با نوك كفشتون بزنيد. هر چه بيشتر كفش مردم رو از پا در بياريد، امتياز بيشتري مي گيريد.
وقتي به يک مغازه شيک شلوار فروشي رفتيد، برخلاف تاکيدهاي فروشنده شلوار را آنقدر پايين بگيريد تا خاکي شود، بعد از آن هم بگوييد که آن را نپسنديدید.
درست در مسير معلم و يا استادتون نخ نامرئي بکشيد.
روي ديوار سفيد خانه همسايتان با حروف بزرگ بنويسيد: لطفا اينجا چيزي ننويسيد.
به کسي که دندون مصنوعي داره، بلال تعارف کنيد.
عکسهاي قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صداي بلند بگوييد چه اشتباهي کردم، چي بودم و چي شدم.
نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 2:57 توسط ساری کولا |
فرق بلال و خيار چيه؟
بلال در فيلم «محمد رسول الله» بازي كرده ولي خيار در اون فيلم بازي نكرده!

شباهت بلال و خيار چيه؟
هيچكدومشون در «تايتانيك» بازي نكردند!

اگر يك زنبور داخل دهان گربه برود، گربه چه مي‌گويد؟
ميوز... ميوز...

بهترين وقت براي چيدن ميوه باغ چه وقتي است؟
وقتي است كه سگ در باغ نيست و باغبان هم براي كاري رفته بيرون!

براي قطع جريان برق چه بايد كرد؟
بايد قبض آن را پرداخت نكرد!

چطور مي‌شه 4 نفر زير يك چتر بايستند و خيس نشن؟
وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام دهند

اگر شما مشروب بخوريد و با شورت برويد وسط حياط چي ‌مي ‌شه؟
مي‌شويد يه فرد مشروب خورده، ايستاده با شورت در حياط!

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 2:55 توسط ساری کولا |
اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.

در حالي كه:

1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط

براي استراحت است

به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.

2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني

است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق

براي يك فرد نرمال مشكل است.

بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.

3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است

كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.

4) اما سلامتي جسم و روح روزانه

1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.

پس 126 در روز باقي ميماند.

5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن

غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.

پس 96 روز باقي ميماند.

6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل

افكار به صورت تلفني لازم است.

چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.

اين خود 15 روز است.

پس 81 روز باقي ميماند.

7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود

اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.

8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست

كم 30 روز در سال هستند.

پس 16 روز باقي ميماند.

9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.

پس 6 روز باقي ميماند.

10) در سال حداقل 3 روز به بيماري

طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.

11) سينما رفتن و ساير امور شخصي

هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.

12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.

چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!

نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند

اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد

نوشته شده در چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 2:53 توسط ساری کولا |
Published by ParsTheme & Designed by Tempfa.com

sarikola

ساری کولا

sarikola

http://sarikola.blogfa.com

گوگولی مگولی

گوگولی مگولی

گوگولی مگولی

توی این وبلاگ شما میتونین لحظه های خوشی رو داشته باشید با این حال امیدوارم بحتون خوش بگذره

گوگولی مگولی

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog